![]() |
![]() |
|
| حرفها و شعرهای دوستانه و خودمونی و اگه به کسی نگین یه خورده عاشقانه و ... |
|
اجل آمده بر در خانه ام یتیمان کوفه حلالم کنید چو مشتاق دیدار جانانه ام یتیمان کوفه حلالم کند التماس دعا...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 29 مرداد1390ساعت 23:28 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
آن فرشته ساده است و خط خطی است سر به زیر و یک کمی خجالتی است
بوی سیب می دهد لباس او دامنش حریر سبز و صورتی است
گوشواره هایش از ستاره است تاجش از شهاب سنگ قیمتی است
سرمه های نقطه چین چشم هاش ریزه هایی از طلاست ، زینتی است
تکه ای بهشت توی دستش است خنده های کوچکش قیامتی است
دشمنی همیشه در کمین اوست دشمنش بد و حسود و لعنتی است
هاج و واج مانده روی این زمین او فرشته ای غریب و پاپتی است
آن فرشته راستش خود تویی قصه فرشته ات حکایتی است |
|
+ نوشته شده در
جمعه 14 اسفند1388ساعت 23:50 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
رشته ای بر گردنم افکنده دوست می کشد هرجا که خاطرخواه اوست |
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 خرداد1388ساعت 23:38 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
هوا ترست به رنگ هواي چشمانت نگاه خسته من به دعای چشمانت |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 بهمن1387ساعت 23:22 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
شیرین لبی شیرین تبار مست و می آلود خمار مه پاره ای بی بند و بار با عشوه های بی شمار هم کرده یاران را ملول هم برده از دلها قرار
مجنون مه رویان کنار تو یار بی همتا کنار زلفت چو افشان می کنی ما را پریشان می کنی آخر من از گیسوی تو خود را بیاویزم به دار
یاران هوار مردم هوار از دست این بی بند و بار از دست این دیوانه یار از کف بدادم اعتبار می می زنم می می زنم جام پیاپی می زنم هی می زنم هی می زنم بی اختیار
کندوی کامت را بیار در کام بیمارم گذار تا جان فزاید کام تو بر جان این دل خسته ی بشکسته تار
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 19 آذر1387ساعت 12:16 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
![]() ز تمام بودنیها تو فقط از آن من باش که بغیر با تو بودن دلم آرزو ندارد |
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 شهریور1387ساعت 23:21 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 9:33 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
می خوام از آینه ها دل بکنم اما دل نمی گذاره
راه بیافتم دل به دریا بزنم اما دل نمی گذاره |
|
RSS
|